تکاوران شیرازی
سلام
اون موقع من به عنوان خدمت وظیفه اونجا مشغول بودم و تکاورها هم دوران آموزش خودشون رو داشتند ولی گاهی پیش می اومد که بتونی مراحل آموزش اونها رو از نزدیک ببینی!
استادشون بهشون می گفت شما باید گوشت تن تون آب بشه و به جاش گوشت تکاوری در بیاد.
کلاس های جالبی دارند که من از آموزش گره خوشم اومد. کارهای دیگه ای هم دارند مثل راپل موانع و ...
شاید شما فکر کنید این جور افراد باید هیکل درشتی داشته باشند ولی وقتی نگاهشون می کنی شاید فکر کنی خیلی ضعیف و جثه ی کوچیکی دارند! ولی باور کنید قدرت بدنی بالایی دارند و اتفاقاً اونهایی که ریز جثه تر هستند خیلی تر و فرز هستند. بیشترین تمرینی که ما ازشون به چشم دیدیم دویدن دور مرکز بود اون هم نه یک دور یا یک ساعت. حتی گاهی می شد که از ساعت دو یا سه صبح شروع به دویدن می کنند ظهر می دویدن و حتی در شب که ما شام می خوردیم می دویدند همراه با آوازی که خودشون هنگام دویدن می خوندند. البته نه بطور دائم و پیوسته ولی وقفه های خیلی خیلی کوتاهی داشتند. یکی از افسران اون مرکز می گفت که این ها باید دو نفری این کارها رو انجام بدند یعنی اگر رفیقت یا به قولی یارت از پا افتاد شما نمی تونی ولش کنی چون شما هم در اون کار مردود به حساب میایی و باید به رفیقت کمک کنی تا بتونه از عهده کار بربیاد. اکثر اوقات مشغول کاری بودند مثلاً وقتی که من ساعت سه صبح می رفتم پست نگهبانیم می دیدم نشستند دارند امتحان می دهند! آخرین روز دورشون البته تو مرکز آموزش همین جشنی که در پست اول مطرح شد رو انجام می دهند که اسمش جشنه ولی در اصل پستشون کنده می شه در اون روز باید کل موانع رو طی کنند، رزم انفرادی و ... ولی روی هم رفته در اونجا دارای ارج و قرب بودند و مورد احترام همه.
یک نکته آخر ممکنه شما درجات بالای نظامی رو داشته باشی ولی دوره ی تکاوری رو طی نکرده باشی ولی موقعه ای که این دوره رو شروع می کنی دیگه از درجه روی لباس خبری نیست و با شما مثل یک سرباز عادی رفتار می شه ولی بعد از اتمام دوره می تونی لباسی با همون درجات بالا داشته باشی به اضافه نشان تکاوری.
اون موقع من به عنوان خدمت وظیفه اونجا مشغول بودم و تکاورها هم دوران آموزش خودشون رو داشتند ولی گاهی پیش می اومد که بتونی مراحل آموزش اونها رو از نزدیک ببینی!
استادشون بهشون می گفت شما باید گوشت تن تون آب بشه و به جاش گوشت تکاوری در بیاد.
کلاس های جالبی دارند که من از آموزش گره خوشم اومد. کارهای دیگه ای هم دارند مثل راپل موانع و ...
شاید شما فکر کنید این جور افراد باید هیکل درشتی داشته باشند ولی وقتی نگاهشون می کنی شاید فکر کنی خیلی ضعیف و جثه ی کوچیکی دارند! ولی باور کنید قدرت بدنی بالایی دارند و اتفاقاً اونهایی که ریز جثه تر هستند خیلی تر و فرز هستند. بیشترین تمرینی که ما ازشون به چشم دیدیم دویدن دور مرکز بود اون هم نه یک دور یا یک ساعت. حتی گاهی می شد که از ساعت دو یا سه صبح شروع به دویدن می کنند ظهر می دویدن و حتی در شب که ما شام می خوردیم می دویدند همراه با آوازی که خودشون هنگام دویدن می خوندند. البته نه بطور دائم و پیوسته ولی وقفه های خیلی خیلی کوتاهی داشتند. یکی از افسران اون مرکز می گفت که این ها باید دو نفری این کارها رو انجام بدند یعنی اگر رفیقت یا به قولی یارت از پا افتاد شما نمی تونی ولش کنی چون شما هم در اون کار مردود به حساب میایی و باید به رفیقت کمک کنی تا بتونه از عهده کار بربیاد. اکثر اوقات مشغول کاری بودند مثلاً وقتی که من ساعت سه صبح می رفتم پست نگهبانیم می دیدم نشستند دارند امتحان می دهند! آخرین روز دورشون البته تو مرکز آموزش همین جشنی که در پست اول مطرح شد رو انجام می دهند که اسمش جشنه ولی در اصل پستشون کنده می شه در اون روز باید کل موانع رو طی کنند، رزم انفرادی و ... ولی روی هم رفته در اونجا دارای ارج و قرب بودند و مورد احترام همه.
یک نکته آخر ممکنه شما درجات بالای نظامی رو داشته باشی ولی دوره ی تکاوری رو طی نکرده باشی ولی موقعه ای که این دوره رو شروع می کنی دیگه از درجه روی لباس خبری نیست و با شما مثل یک سرباز عادی رفتار می شه ولی بعد از اتمام دوره می تونی لباسی با همون درجات بالا داشته باشی به اضافه نشان تکاوری.
منبع:http://www.nooreaseman.com/showthread.php?p=19215
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 12:0 توسط
|