مثلث مرگ(ویژه حملات بمبئی)
حادثه خیلی سریع اتفاق افتاد.شاید مقامات امنیتی هند باید حادثه ای را که در ماه مارس 2007 میلادی در آبهای ساحلی بمبئی شهری با حدود 18 میلیون نفر به وقوع پیوسته بود را جدی میگرفتند.
در آنروز خدمه یک گشت شناور دریایی هند به قایق ماهی گیری برخوردند که از مسیر شمال در حال نزدیک شدن به بمبئی بود.وقتی قایق ماهی گیری را متوقف کردند بر عرشه آن علاوه بر جاشوهای هندی 8 جوان پاکستانی را یافتند که هیچ دلیلی برای حضور در آبهای قلمرو هند نداشتند.مردان جوان به قدری برای رفتن به بمبئی اشتیاق نشان میدادند که به مرزبانان پیشنهاد رشوه دادند.هندی ها رشوه را قبول کردند و به شناور ناشناس اجازه دادند به مسیر خود ادامه دهد.
مرزبانهای هندی در واقع فاسد نبودند.آنان در حین جستجو شناور دستگاه کوچکی را در آن جاسازی کردند که امکان ردیابی ماهواره ای شناور را فراهم آورد و بلافاصله دستگاه امنیتی هند را مطلع ساختند.اندکی بعد پاکستانی ها دستگیر شده و از آنان بازجویی شدو در بازجویی ها مشخص شد که افراد بازداشت شده روابطی با لشکر طیبه دارند،اما هیچ گاه هدف این افراد برای ورود به هند مشخص نشد.
آغاز عملیات تروریستی بمبئی
عملیات زمانی آغاز شد که قایق های بادی مشکی و سیاه حامل تروریست ها سفر کوتاه خود تا سواحل بمبئی را از یک کشتی مادر در جایی دورتر از ساحل شروع کردند.
به اعتقاد کاراگاهان هندی تعدادی از تروریست ها پیش تر از راه زمینی وارد بمبئی شده بودند و آنانی که از راه دریا وارد شده بودند سلاح و مهمات حمل میکردند.
آسمان خراش های بمبئی همگی به گونه ای احداث شده اند که رو به بنای مشهوری دارند که به نام دروازه ی هند شناخته میشود.تروریست ها احتمالا از همین نقطه وارد بمبئی شده بودند.آنان به محض اینکه قدم به خشکی گذاشتند چند خودرو و یک دستگاه ون پلیس را به سرقت بردند،به 5 گروه تقسیم شده و به سمت اهداف خود حرکت کردند.اولین صدای شلیک در حدود ساعت 10 شب در ایستگاه قطار چاتاراپی شیواجی به گوش رسید.اگر چه کاراگاهان هندی هنوز نتوانسته اند تصویر دقیقی از حوادثی که نیمه شب چهار شنبه تا صبح پنج شنبه به وقوع پیوست را ترسیم کنند.
دو تن از تروریستها همین که به پایانه اتوبوس ویکتوریا رسیدند کلاشینکف ها را از ساک هایی که به همراه داشتند،بیرون کشیده و به خونسردی تمام و به طول اتفاقی به سمت مردم شلیک کردند.آنان در بین این شلیک ها به سمت عابران نارنجک پرتاب میکردند.آنچنان که کارگر یکی از کافی شاپ های مجاور ایستگاه که شاهد ماجرا بوده،تعریف میکند آنان خونسرد بودند و هیچ عجله ای نداشتند.حداقل 40 نفر در این محل کشته شده یا دچار مجروحیت های جدی شدند.
همان شب یکی از تروریست ها که در یکی از اتاق های هتل ترایدنت محاصره شده بود در مصاحبه ی تلفنی با یکی از شبکه های تلویزیونی خصوصی هند خواستار آزادی مسلمانان در بند هند شد.او که ادعا داشت عضو گروه اسلامی مجاهدین دکن است،اصرار داشتند او و برادرانش که مبارزه تا مرگ را انتخاب کرده بودند قربانی سیاست های غلط هند در قبال اقلیت مسلمان این کشور هستند.مرد جوان که خود را لحاد الله معرفی کرد به پنجابی سخن می گفت و لحجه پنجابی داشت.خبر نگاری که در آن سوی خط بود،پرسیدآیا گروه مجاهدین دکن زیر مجموعه القاعده است که لحاد الله پاسخ منفی داد.از او پرسیده شد که چقدر مهمات برای او و همقطارانش مانده که او در حالی که صدای گلوله در پس زمینه شنیده میشد پاسخ داد هنوز چند هدیه کوچک باقی مانده است.
دکن منطقه ای فلات گونه در جنوب هند است.این که گروهی ناشناخته و نوظهور از این منطقه بتوانند عملیاتی با این گستردگی و بزگی را بدون کمک خارجی به مرحله اجرا در آورند جای سوال دارد.
با این حال این کابوس خونبار در حدود 60 ساعت بطول انجامید و با قتل آخرین مهاجم توسط نیروهای مبارزه با تروریسم پلیس و یگان های کماندویی ارتش به پایان رسید.